به گزارش خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: در روزهایی که خبرهای اقتصادی، تحلیلهای سیاسی، احتمال تنشهای تازه و موج مداوم اخبار نگرانکننده، ذهن بسیاری از مردم را درگیر کرده، حفظ آرامش روانی به یکی از مهمترین دغدغههای جامعه تبدیل شده است. روزهایی که آدمها بیشتر از گذشته خبرها را رصد میکنند، آینده را حدس میزنند و گاهی میان واقعیت و پیشبینیهای نگرانکننده گرفتار میشوند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط یک نگرانی فردی نیست؛ بلکه روان جمعی جامعه نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. معصومه حاتمی، فوق دکترای روانشناسی سلامت، معتقد است انسان میتواند بحران را تحمل کند، اما زندگی دائمی در حالت پیشبینی بحران، ذهن را فرسوده میکند. او در این گفتوگو از «استرس مزمن جمعی»، نقش شبکههای اجتماعی، تفاوت امید و خوشبینی و راههای حفظ تابآوری روانی سخن میگوید.
وقتی جامعه وارد «حالت بقا» میشود
معصومه حاتمی با اشاره به تأثیر زندگی طولانیمدت در شرایط نااطمینان میگوید: «پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد وقتی یک جامعه برای مدت طولانی ــ ۶۰، ۹۰ یا ۱۲۰ روز ــ در وضعیت نااطمینانی زندگی میکند، ذهن جمعی وارد «حالت هشدار مزمن» میشود.» او توضیح میدهد: «وقتی مدام از اطراف میشنویم که چه خواهد شد، آیا جنگ رخ میدهد، آینده اقتصادی چه میشود یا احتمال تنش وجود دارد، همه درگیر یک وضعیت روانی مشترک میشوند و ذهن جمعی به سمت بقا حرکت میکند. در روانشناسی به این وضعیت «استرس مزمن جمعی» گفته میشود؛ حالتی که در آن ذهن و بدن، بدون وجود یک خطر مشخص و فوری، دائماً در وضعیت آمادهباش قرار دارند.»
حاتمی برای توضیح این وضعیت مثال میزند: «مثل زمانی که به یک محله خبر میدهند ممکن است دزد وارد شود؛ همه بیدار میمانند، خوابشان نمیبرد و مدام گوشبهزنگ هستند.پیامد این وضعیت فقط اضطراب فردی نیست، بلکه کاهش تحمل روانی، خستگی ذهنی، تحریکپذیری، اختلال خواب، کاهش همدلی اجتماعی و افزایش رفتارهای عصبی و پرخاشگرانه را نیز به همراه دارد.» به گفته او، وقتی جامعه برای مدت طولانی در نااطمینانی بماند، به تدریج «فرسودگی روانی» شکل میگیرد؛ زیرا ذهن مردم فرصت خاموش کردن آلارم خطر را پیدا نمیکند.
شبکههای اجتماعی؛ از انتقال خبر تا انتقال هیجان
این روانشناس سلامت درباره نقش اخبار و شبکههای اجتماعی در تشدید نگرانی عمومی میگوید: «امروزه شبکههای اجتماعی فقط انتقالدهنده خبر نیستند؛ بلکه تقویتکننده هیجان جمعیاند.این فضاها میتوانند هم هیجان مثبت و امید را تقویت کنند و هم ناامیدی و ترس را گسترش دهند.»
حاتمی با اشاره به عملکرد مغز انسان میگوید: «مغز ما ذاتاً نسبت به اخبار تهدیدآمیز حساستر است؛ چون سیستم مغزی انسان برای تشخیص سریع خطر طراحی شده است. هرچه اخبار نگرانکننده بیشتر دیده و بازنشر شوند، بیشتر باور میشوند و وقتی فرد هر چند دقیقه یکبار با تصاویر بحران، تحلیلهای ترسناک و پیشبینیهای فاجعهمحور روبهرو شود، مغز کمکم تفاوت میان تهدید واقعی و احتمال دور را از دست میدهد.»
به گفته او، نتیجه چنین وضعیتی شکلگیری «اضطراب جمعی» است؛ حالتی که ترس مانند یک ویروس عاطفی از فردی به فرد دیگر منتقل میشود. با این حال، حاتمی تأکید میکند:« شبکههای اجتماعی میتوانند نقش تنظیمکننده نیز داشته باشند؛ به شرط آنکه اطلاعات معتبر، آموزش مهارتهای روانی، تقویت همدلی و حمایت اجتماعی در آنها پررنگ شود.» او میگوید: «مسئله فقط مواجهه با خبر نیست؛ نوع خبر، منبع خبر و شیوه رصد کردن آن اهمیت زیادی دارد.»
امید؛ مهارت ادامه دادن در دل ابهام
حاتمی با اشاره به تفاوت «امید» و «خوشبینی» در روانشناسی مثبتگرا توضیح میدهد: «خوشبینی یعنی انتظار اینکه همهچیز خوب پیش برود، اما امید معنای متفاوتی دارد.» او با اشاره به دیدگاههای مارتین سلیگمن میگوید: «امید یعنی حتی در دل سختی هم بتوانیم به ادامه دادن فکر کنیم.» به گفته او، امید به معنای انکار واقعیتها یا ندیدن خطرها نیست، بلکه نوعی توانایی روانی برای ادامه مسیر است؛ اینکه ذهن انسان، با وجود ابهام و نگرانی، هنوز بتواند برای آینده معنا، امکان و حرکت قائل باشد.
حاتمی تأکید میکند: «فرد امیدوار لزوماً نمیگوید اتفاق بدی نمیافتد؛ بلکه میگوید حتی اگر شرایط سخت باشد، میتوان راهی برای ادامه پیدا کرد.» او «مثبتنگری بیمارگونه» را متفاوت از امید واقعی میداند و میگوید: «امید یک مهارت روانی است، نه صرفاً یک احساس.» این روانشناس سلامت با اشاره به پژوهشهای روانشناسی مثبتگرا توضیح میدهد جوامعی که در بحرانها، حس امید، پیوند اجتماعی و حرکت رو به جلو را حفظ میکنند، تابآوری بیشتری دارند و کمتر دچار فروپاشی روانی میشوند.
ذهن انسان برای بحران ساخته شده، نه برای پیشبینی دائمی بحران
حاتمی معتقد است در شرایطی که جامعه مدام درباره جنگ یا بحران صحبت میکند، مهمترین مسئله حفظ مرز میان «واقعیت» و «غرق شدن در سناریوهای ذهنی» است. او میگوید: «اگر ذهن دائماً درگیر پیشبینی فاجعه باشد، کمکم آینده خیالی را مانند یک تهدید واقعی تجربه میکند.کاهش مصرف اخبار، حفظ روتین روزانه، خواب کافی، فعالیت بدنی، ارتباط با آدمهای امن و بازگشت به لحظه حال، از مهمترین راهکارهای حفظ سلامت روان در چنین شرایطی است.»
چک کردن وسواسگونه اخبار، دنبال کردن تحلیلهای هیجانی، انزوا و قطع ارتباط اجتماعی از رفتارهایی است که اضطراب را تشدید میکند. حاتمی تأکید میکند: «اینکه بدانیم چه زمانی بیدار میشویم، چه زمانی میخوابیم، چه میخوریم، با چه کسانی ارتباط داریم و چگونه از بدن و ذهن خود مراقبت میکنیم، اهمیت زیادی دارد.» او همچنین چک کردن وسواسگونه اخبار، دنبال کردن تحلیلهای هیجانی، انزوا و قطع ارتباط اجتماعی را از رفتارهایی میداند که اضطراب را تشدید میکند.
این روانشناس سلامت میگوید: «اگر ذهن انسان در گذشته بماند، به سمت افسردگی میرود و اگر مدام در آینده باشد، دچار اضطراب میشود. ذهن سالم در لحظه حال زندگی میکند.» او در ادامه تأکید میکند: «ذهن انسان توانایی حل بحران را دارد، اما برای زندگی دائمی در پیشبینی بحران ساخته نشده است.»
ذهن خسته، آینده را تاریکتر میبیند
حاتمی در پایان، مهمترین پیام خود به جامعه را چنین بیان میکند: «ذهن خسته، آینده را همیشه تاریکتر از واقعیت میبیند. ذهن خسته بیش از هر چیز به سمت ترس، ناامیدی و اضطراب متمایل میشود و به همین دلیل، مراقبت از روان در روزهای مبهم اهمیت بیشتری پیدا میکند.» «در روزهای مبهم، مهم نیست همه پاسخها را داشته باشیم؛ مهم این است که پیوند انسانی را حفظ کنیم.»
او بر اهمیت ورزش، خواب سالم، خندیدن، ارتباط اجتماعی، دورهمیها، تماسهای عاطفی و حفظ ارتباط با دیگران تأکید میکند و میگوید: «برای مقابله با فرسودگی و فروپاشی روانی، باید ذهن را از حالت خستگی خارج کرد. یکی از مهمترین راههای عبور از روزهای سخت، ساختن سبک زندگی بر پایه امید است؛ امیدی که نه انکار واقعیت، بلکه توان ادامه دادن در دل ابهام و دشواریهاست.»




نظر شما